نفتآب
نفتآب

مصدق با ملی کردن صنعت نفت بر فراز تحولات سیاسی جهان ایستاد

 این گونه بود که پیشنهاد ملی شدن نفت که در تاریخ 17 اسفندماه 1329 به تصویب مجلس شورای ملی ایران رسیده بود با تایید مجلس سنا در تاریخ 29 اسفندماه 1329 به قانون بدل شد. دکتر مسعود فروزنده، پژوهشگر، معتقد است که زمزمه های ملی شدن صنعت نفت از سال 1325 زمانی که کارگران صنعت نفت نسبت به تحقیر و اجحاف شرکت نفت انگلیس ـ  ایران اعتصاب کردند شروع شد و دامنه آن به تهران رسید. اما تلاشهای شبانه روزی دکتر محمد مصدق که در آن ایام نماینده مجلس بود و همراهی آیت الله کاشانی با او سبب شد نفتی که با این که در خاک ایران اما سهم ایرانیان از آن ناچیز بود، ملی شود؛ اقدامی که نه تنها الگوی خیزشهای ملی گرایانه در منطقه شد، بلکه هیمنه بریتانیا را در ایران شکست و نام مصدق را برای همیشه در تاریخ ماندگار کرد. 

شانا گفتگویی را با  دکتر مسعود فروزنده، کارشناس تاریخ و پژوهشگر که هم اینک در حال تدوین تاریخ تحلیلی صنعت نفت ایران است؛ درباره ریشه های شکل گیری ملی شدن صنعت نفت انجام داده است که در ادامه می خوانید:

داستان ملی شدن نفت از کجا شروع شد؟

تا سال 1324 شمسی ( پایان جنگ دوم جهانی)‌ ایران در اشغال نیروهای متفقین بود، نیروهای شوروی بعد از خروج متفقین از کشورمان، ایران را ترک نمی کنند. ایران با رجوع به سازمان ملل گفتگویی را برای خروج نیروهای شوروی انجام می‌دهد. همان زمان چند واقعه دیگر در ایران روی می‌دهد، نخست این‌که قوام به نخست وزیری می‌رسد، ایالات متحده آمریکا به صورت تهدید آمیز از شوروی می‌خواهد براساس پیمان کنفرانس تهران –  در سال 1322 میان روزولت،استالین و چرچیل مبنی بر این‌که متفقین بعد از پایان جنگ دوم جهانی، ایران را ترک کنند- عمل کند. آذربایجان در اشغال نیروهای روس بود و احتمال تجزیه ایران می رفت. قوام از  طرفداران موازنه مثبت بود و به دنبال دیدار با استالین بود تا بتواند غائله آذربایجان را فروبنشاند و روسها را مجاب کند تا خاک ایران را ترک کنند.

دکترین قوام در آن زمان بر چه مبنایی بود؟

الگوی موازنه مثبت. قوام معتقد بود باید یک امتیاز به حریف بدهی تا بتوانی یک امتیاز بگیری. اگر ایران می‌خواهد شوروی خاک ایران را ترک کند باید یک امتیاز به این کشور بدهد و در مقابل‌آن، شوروی ایران را ترک کند.

و امتیازی که قوام به شوروی پیشنهاد کرد چه بود؟

همان طور که می‌دانید شرکت نفت ایران و انگلیس که تحت مالکیت دولت بریتانیا بود آن زمان مالک نفت جنوب بود؛ از سوی دیگر شوروی از سالها قبل خواهان دریافت امتیاز نفت شمال ایران بود؛ در چنین شرایطی قوام تصمیم گرفت برای این‌که فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس را در جنوب محدود کند امتیاز نفت شمال را به شوروی بدهد تا هم قدرت شرکت نفت ایران و انگلیس در ایران محدود شود و هم این‌که به ازای این امتیاز غائله پیشه‌وری در آذربایجان بخوابد و شوروی خاک ایران را ترک کند. این امتیاز در نهایت به توافق قوام- سادچیکف منتهی شد. باید به این نکته هم اشاره کنم که در همان ایام حزب توده به آزادیهای فراوانی دست یافته بود، به نحوی که انجمنها و کانونهای بی‌شماری در شهرستانها و مراکز استانهای ایران تاسیس کرده بودند، ضمن این که مجله‌ها و هفته‌نامه‌های متعددی اختیار داشتند. 

حزب توده از مخالفان فعالیت شرکت نفت ایران- انگلیس بود تا بتواند امتیاز نفت شمال را از آن شوروی کند؟

بله. اما در سال 1325 سه نیروی سیاسی با شرکت نفت ایران و انگلیس مخالف بودند. نیروی چپ با رهبری حزب توده، ملی‌گراها با رهبری دکتر محمد مصدق و گروه مذهبی با رهبری آیت الله کاشانی سه جریان سیاسی بودند که در آن ایام از مخالفان سرسخت شرکت نفت ایران- انگلیس بودند.

سه جریان سیاسی در مقابل شرکت نفت ایران- انگلیس قد علم کرده بودند؛ اما تا آن زمان واژه‌ای به نام ملی شدن واژه ناآشنایی در تاریخ فرهنگ کشورهای جهان سوم بود؛ از چه زمانی، اعتراضها در صنعت نفت شروع شد و دامنه آن به کل ایران و ملی شدن صنعت نفت رسید؟

20 اردبیهشت ماه 1325 عده‌ای از کارگران آغاجاری به دلیل کمی دستمزد و سختی زندگی اعتصاب کردند. 11 تیرماه 6 هزار نفر از کارگران آبادان اعتصاب کردند که 6 تقاضا داشتند که شرکت نفت پنج تقاضا را قبول کرد اما تقاضای ششم را که به پرداخت دستمزد روز جمعه مربوط می‌شد، نپذیرفت. 22 تیرماه به دنبال بی‌توجهی شرکت نفت به درخواست کارگران؛ اعتصاب عمومی در تمام مراکز نفت شروع شد و دوساعت بعد از شروع اعتصاب، عموم کارگران و کارمندان دست از کار کشیدند و با اعلام حکومت نظامی، ماموران برای کنترل امور آمدند. 23 تیرماه اعتصاب کارگران ادامه داشت و ادامه اعتصاب به شورش و درگیری منجر شد، به نحوی که تعدادی کشته و بیش از 150 نفر زخمی شدند، نکته جالب این است که در این ماجرا دولت انگلیس نیروهای خود را در بصره به حال آماده باش درآورد و دو کشتی جنگی به آبادان اعزام کرد. به دنبال این اتفاق، مظفر فیروز معاون سیاسی نخست وزیر به نمایندگی دولت به خوزستان رفت و حکومت نظامی در استان برقرار شد. در تاریخ 24 تیرماه که روز دوم اعتصاب بود هیئتی متشکل از وزیر بازرگانی و معاون نخست وزیر و دو نفر از رهبران حزب توده به آبادان رفتند تا با مذاکره نمایندگان کارگران و کارفرمایان اعتصاب را پایان دهند و گفته شد که دستمزد روز جمعه پرداخت و قانون کار کاملا اجرا می‌شود، به این ترتیب اعتصاب روز سوم پایان یافت. 

مبنای اعتصابها تحریک حزب توده بود یا دلایل دیگری هم داشت؟

در هر حال باید بپذیریم که حزب توده از سازمان قوی‌تری نسبت به دیگر سازمانها و تشکلها برخوردار بود؛ ضمن این‌که حزب توده می‌خواست برای شرکت نفت ایران – انگلیس محدودیت ایجاد کند. در آن دوران، تعدادی از وزرای احمد قوام از اعضای این حزب بودند. هدف قوام از این کار، چراغ سبز نشان دادن به استالین برای خروج از ایران و همچنین پایان یافتن غائله آذربایجان بود.

البته ظلم و ستمی که انگلیسیها در آن ایام در مناطق نفختیز جنوب اعمال کرده بودند مبنای اعتراضها بود و حزب توده توانست بر موج اعتراضها سوار شود. در هر حال، آن زمان تحقیر و تبعیض زیاد و دستمزد پایین ایرانیان در مقایسه با انگلیسیها و هندیها بسیار مشهود بود. این تحقیرها در پایان جنگ دوم جهانی و خروج نیروهای متفق از کشور سر باز می‌کند و کارگران با هم متحد شده و اتحادیه‌های کارگری تشکیل می‌دهند. نفرت از انگلیسیها با اعتصابها و به خاک و خون کشیده شدن کارگران شرکت نفت ظاهر می‌شود. جامعه شناسی شرایط عینی مناطق نفتخیز جنوب در محدوده سال 1325 حاکی از این است که جامعه آن دوران آمادگی انقلاب را داشت اما مانیفست منسجمی برای هدایت این اعتراضها و نارضایتی‌ها وجود نداشت و حزب توده توانست با زرنگی هدایت و رهبری این حرکت را در اختیار خود قرار بگیرد، ضمن این که حزب توده حمایت شوروی را هم داشت.

واکنش پایتخت نسبت به اتفاقهای جنوب ایران و اعتصابهای کارگران شرکت نفت ایران- انگلیس چه بود؟

از مردادماه 1325 وکلای مجلس صدای ملت را می‌شنوند و نیروهای سیاسی نیز تحت تاثیر این اعتراضها تشکیل می‌شود. احمد قوام حزب تشکیل می‌دهد؛ اسلامگراها به رهبری آیت الله کاشانی موضوع را پیگیری می‌کنند. از شهریورماه 1325 نوای ملی شدن نفت به گوش نمایندگان مجلس می‌رسد.

از همان ابتدا بحث ملی شدن نفت مطرح بود؟

این که کلمه ملی شدن مطرح شود، خیر. اما می‌توانید زمزمه‌های گوناگون را با مفهوم ملی شدن نفت در روزنامه‌ها ومقاله‌هایی که آن زمان منتشر می‌شد، مشاهده کنید. آن زمان در رسانه‌ها عنوان می‌شد که تاسیسات نفتی و خاکی که از آن نفت برداشت می‌شود متعلق به ایرانیان است، سودی که آنها از بشکه‌های نفتی می‌برند بسیار بیشتر از ایرانیهاست ( ‌سهم ایران در طول 20 سال از هر بشکه نفت 7 تا 21 سنت بود). باید به این مسئله هم توجه داشته باشید که نفت ایران در ایام جنگ دوم جهانی در اختیار نیروی دریایی بریتانیا قرار می‌گرفت و آنها را چابکتر می‌کرد، ضمن این‌که مردم بریتانیا برای سوخت خانگی در تمام دوران جنگ از این نفت بهره‌مند می‌شدند. در آن ایام، واژه ملی شدن به دلیل کثرت و تراکم واژگان مبنی بر این‌که نفت متعلق به ایرانیان است، پیدا شد و بعد به مرور از دل این واژگان ملی شدن نفت بیرون آمد.

از شهریورماه 1325 تا 29 اسفندماه 1329 چه اتفاقهایی می‌افتد که منجر به ملی شدن نفت می شود؟

در این بازه زمانی که نزدیک به چهارسال طول می‌کشد احزاب قدرتمندتر می‌شوند. شاه جوان قدرت نوآوری، رهبری و هدایت نداشت و بسیار ضعیف تر از شاه دهه 1350 شمسی بود. او در این دوران تحت تاثیر نخبگان و اشراف باقیمانده از قدیم، سیاست بین‌الملل متاثر از دولتهای پیروز جنگ دوم جهانی (آمریکا، بریتانیا  و شوروی) بود. 

در واقع در این دوران او تصمیم گیرنده نهایی وقایع نبود؟

خیر. در این چهارسال اتحادیه‌های کارگری و احزاب توسعه یافتند، نیروهای نخبه که در زمان رضا خان در اختناق بودند فرصتی برای بیان نظریاتشان یافتند، از سوی دیگر مساجد قدرت یافتند. با این که در آن ایام مرجعیت شیعه به رهبری آیت الله العظمی بروجردی از سیاست کنار بودند اما روحانیونی مانندآیت الله کاشانی و بعدها نواب صفوی در سیاست حضور فعالی داشتند. به این ترتیب، جوانان و دانشگاهیان تحت تاثیر دو نیروی چپ و ملی‌گرا و به تدریج اسلامگرا قرار گرفتند. در این دوران، سازمان روحانیت زیر نظر آیت الله العظمی بروجردی در حال ترمیم و تکثیر و انسجام صنفی خود بود و در سال1340 بعد از فوت ایشان به یک سازمان سیاسی قدرتمند بدل شد. 

ملی شدن نفت در واقع حاصل همکاری سه جریان ملی گرا، اسلامگرا و چپ بود.

در
سالهای ١٣٢۴ و ١٣٢۵  قدرت صنفی- مالی و فکری روحانیت و پایگاه اجتماعی آن
در حال افزایش بود اما ملی‌گراها و چپها کف خیابانها را تسخیر کردند، ولی
از ١٣٢۶ تا ١٣٣٠ باید به رشد بسیار قدرتمندانه نیروهای اجتماعی – مذهبی با
رهبری آیت الله کاشانی توجه کنیم زیرا آنها کمکهای بی شماری برای ملی شدن
نفت با سرپرستی
دکتر محمد مصدق کردند. بعد از آن که طرح قوام- سادچیکف از سوی نمایندگان مجلس در  29 مهر 1326  رد شد از سال 1327 شاهد بحثها و گفتگوهایی در مجلس شورای ملی درباره نفت شمال و جنوب بودیم. در آن بازه زمانی نمایندگان مجلس گزارشهای بسیاری از کارگران و تولیدکنندگان نفت در جنوب دریافت می کردند. بیشتر قریب به اتفاق نمایندگان در آن دوران قبول داشتند که شرکت نفت ایران- انگلیس باید به صورت چشم افسایی محدود شود. البته که حزب توده بعد از شکست طرح قوام- سادچیکف فضای سیاسی را غلیظ تر کرد.

در آن دوران، کمیسیون امور نفت در مجلس که دکتر مصدق هم ریاست آن را بر عهده داشت عملکرد شرکت نفت ایران- انگلیس را زیر نظر داشت؛ این که می‌گویید حزب توده جرقه‌های اولیه ملی شدن نفت را برای این که امتیاز نفت شمال را در اختیار شوروی قرار دهد، زد؛ با این حال مشاهده می‌کنیم دکتر مصدق در مجلس این مسئله را با شدت پیگیری می‌کرد، آن هم در اوضاعی که انگلیسیها با قدرت هرچه تمام در مقابل این خواست ایران مقاومت می‌کردند و حتی حاضر به شنیدن سخنان طرف ایرانی نبودند.

در همان ایامی که اعتصابها و اعتراضها نسبت به عمaلکرد شرکت نفت ایران- انگلیس افزایش یافته بود دو طیف فکری در این زمینه وجود داشت. یک گروه از موافقان دریافت سهم بیشتر از فروش نفت بودند که دولت رزم آرا با انعقاد قرارداد گس- گلشاییان از طرفداران این دکترین بود. اما گروه دوم خواهان مالکیت تامه ایران یعنی کنترل بر منابع نفتی بودند. رهبری این گروه با دکتر محمد مصدق بود. نزدیک به یک سال کمیسیون امور نفت مجلس با حضور محمد مصدق موضوع ملی شدن صنعت نفت را به صورت همه جانبه بررسی کرد. کارشناسانی که از جنوب کشور به این جلسه‌ها دعوت می‌شدند همه زاویای ملی شدن نفت را مورد بررسی قرار می دادند.

چه موضوعهایی در این جلسه‌ها مورد بررسی قرار می‌گرفت؟

موضوعهایی مانند بودجه، پالایشگاه، خریداران خارجی نفت، حفاری، دانش فنی و مهندسان ایرانی از جمله مسائلی بود که در کمیسیون امور نفت مورد توجه قرار می‌گرفت.

گروه دیگر که رزم آرا از موافقان آن بود چه استدلالی در مقابل افرادی که خواهان ملی شدن نفت بودند، داشتند؟

این گروه که به عبارتی به دربار و منافع انگلیس وابسته بودند و حتی ارتباط پنهانی نیز با سفارت بریتانیا داشتند در مقابل اصرار مصدق مبنی بر کنترل تام منابع نفتی معتقد بودند زمانی که مهندسان ایرانی نمی‌توانند یک کارخانه سیمان را اداره کنند چگونه می‌توانند صنعت نفت را با تجهیزات بسیار پیچیده‌اش  اداره کنند.

نقش سفارت انگلیس در این میان چه بود؟

در این دوره، دو گروه افسران و کارشناسانی که نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران تسلط کامل داشتند در کنسولگری انگلیس در خرمشهر، اهواز و تهران همگام با کارشناسان روابط عمومی شرکت نفت ایران- انگلیس بیشترین تلاش را کردند تا به سازماندهی افکار عمومی علیه مصدق و جریان ملی کردن صنعت نفت بپردازند. شایعه‌های فراوانی را علیه مصدق منتشر کردند مثلا این‌که او یک جمهوریخواه است و به دنبال این است که نظام سلطنتی را با مستمسکی به نام ملی شدن تغییر دهد. شبکه بدامن و شبکه‌های خبری در جای جای ایران شروع به انتشار خبرهای متعدد علیه مصدق کردند. تلاشهای فراوانی انجام دادند تا سیاستمداران را با خود همداستان کنند خواه با پرداخت رشوه، خواه تهدید. از لندن نیروهای تازه نفس به کنسولگری و سفارت بریتانیا در ایران اعزام شدند تا جامعه ایران را تحت تاثیر شایعه‌هایی که منتشر کرده بودند قرار دهند. در واقع جنگ نامرئی علیه ملی شدن صنعت نفت از سوی سفارت انگلیس و روابط عمومی شرکت نفت ایران- انگلیس آغاز شده بود که نخبگان بسیار قدرتمندی در راس این جنگ نرم افزاری قرار داشتند.

چه عاملی ملی شدن نفت را تسریع کرد؟

خلیل
تهماسبی که از اعضای فداییان اسلام بود ارتشبد رزم آرا را در ١۶ اسفند
١٣٢٩ ترور کرد. این مسئله کمک کرد تا در 17 اسفندماه کمیسیون نفت، ملی شدن
نفت را تصویب
کند، در 24 اسفندماه در جلسه علنی مجلس شورای ملی طرح ملی شدن صنعت نفت به اتفاق آرا تصویب شد و در نهایت در 29  اسفندماه 1329 مجلس سنا رای مجلس شورای ملی را تایید کرد و شاه جوان هم همان روز قانون ملی شدن نفت را امضا کرد و نفت ایران ملی شد. کمیسیون خاص نفت در طول یک سال 35 جلسه فشرده تشکیل داد تا لایحه ملی کردن نفت را تقدیم مجلس کند. 

دلیل مقاومت شرکت نفت ایران-انگلیس در مقابل خواست کارگران و اعتصابها چه بود، اسناد و مدارکی که در این باره منتشر شده نشان می‌دهد که سازمانها و گروههای مختلفی به شرکت نفت گوشزد می‌کردند که رفتارشان را با ایرانیان بهتر کنند و به خواستهای آنها توجه کنند. با این حال، شرکت نه تنها توجهی به آنها نمی‌کرد بلکه رفتارهای تحقیرآمیزی با مهندسان و کارگران ایرانی داشت.

دلیل بی توجهی شرکت نفت ایران-انگلیس به هشدارها این بود که افسران نظامی در بخش هدایتی صنعت نفت ایران فعال بودند. آنها به استخدام شرکت نفت در آمده بودند و هنوز دبدبه امپراتوری بریتانیا در دل مدیران آنها زنده بود. برای آنها بسیار سخت بود که بپذیرند ایرانیان بعد از 40 سال دیکتاتوری و اختناق در مقابل شرکت نفت بایستند. از سوی دیگر چشم پوشی از درآمد هنگفت نفتی که از فروش نفت ایران نصیب آنها می‌شد؛ برایشان سخت بود. باید به این مسئله توجه داشته باشیم که رفتار سازمانی شرکت نفت بعد از کودتای 28 مردادماه زمانی که سهم بسیار زیادی از شرکت ایران – انگلیس در اختیار آمریکا بود خانه‌های سازمانی ساخته شد، کیفیت غذا بهبود یافت و وضع رفاهی و معیشتی کارکنان صنعت نفت تا حدودی بهبود یافت. در واقع رفاهی که بعدها در صنعت نفت به وجود آمد همگی به دلیل جانفشانی‌هایی بود که ملت ایران برای ملی کردن صنعت نفت از خود نشان دادند.

ملی شدن نفت چه تاثیری بر تحولات داخلی و بین‌المللی داشت؟

در داخل کشور دولت برای این که ناراضیان سیاسی را راضی کند به استخدام جوانان در صنعت نفت روی آورد. بسیاری از آنها را برای تحصیل به خارج از کشور اعزام کرد. این موضوع سبب ایجاد یک نهضت ترجمه در نفت شد به نحوی که اگر به آثار ترجمه شده دوره 1336 تا 1353 نگاهی بیندازیم می‌بینیم که بیشترین آثار ترجمه شده از سوی کارشناسان نفتی صورت گرفته است؛ اهمیت آثار ترجمه شده در این بود که منجر به آگاهی بخشی و بیداری ایرانیان شد.

از نظر بین‌المللی سخنرانی‌های دکتر مصدق در سفرهای بین المللی‌اش بازتاب فراوانی داشت به نحوی که الگوی خیزش ملی مصر و ملی شدن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر لقب گرفت. در مکزیک شاهد قیام و تغییر قراردادهای نفتی هستیم. ایران زمان دکتر مصدق به دلیل اقدامهایی که برای ملی کردن صنعت نفت انجام داد بر فراز تحولات سیاسی منطقه و جهان ایستاده بود. نمی‌توان نقش مصدق و ملی شدن صنعت نفت را در ایجاد نهضت حرکتهای ملی و استقلال طلبانه نادیده گرفت. 

 

آدرس منبع

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *