نفتآب
نفتآب

راه دشوار بین المللی کردن شرکت ملی نفت

شرکت ملی نفت ایران چهارمین شرکت بزرگ نفتی جهان است ولی فعالیت های آن در جغرافیای ایران محدود مانده است. منابع مالی این شرکت کفاف اجرای پروژه های داخلی را نمی دهد، وزارت نفت می خواهد با بازنگری درچارچوب قراردادهای بیع متقابل، شرکت های بین المللی را برای ورود به ایران ترغیب کند.
حداکثر کردن منافع ملی با بین المللی شدن
وزیر نفت ایران گفته است:” شرکت ملی نفت ایران باید برای حداکثر کردن منافع ملی و درآمد خود، در جغرافیای ایران،‌ محدود نمانده و با سرمایه گذاری و مشارکت،‌ به ویژه در بخش های بالادستی نفت جهان،‌ نه تنها برای کشور تولید ثروت کند که منافع کشور را از جمله در تثبیت بازارهای نفت خام،‌ گاز طبیعی و LNG در دراز مدت تضمین کند.”
وزارت نفت همان شرکت نفت است؟
سخن گفتن درباره بین المللی شدن شرکت ملی نفت ایران، بر روی کاغذ آسان است، اما وقتی پای محدودیتهای قانونی و ابهام در ارتباط سازمانی شرکت ملی نفت با وزارت نفت و دولت به میان می آید، شرکت به خودی خود از حضور در عرصه بین المللی محروم می شود.
شرکت ملی نفت ایران تا سال 1358 به امور حاکمیتی نفت می پرداخت و وزارت امور اقتصادی و دارایی به عنوان نماینده دولت در نشست اوپک شرکت می کرد، اما از 8 مهرماه 58 که وزارت نفت تاسیس شد، این وزارتخانه به امور حاکمیتی و نظارتی پرداخت. این وظیفه هم شامل امور مالی دولت، نظارت بر عملیات و برنامه ریزی تولید، سیاست گذاری و قیمت گذاری است. با این حال سید مهدی حسینی که 8 سال پیش معاون امور بین الملل وزیر نفت بود، معتقد است:” وزارت نفت در زمان تاسیس به شرکت ملی نفت ایران اضافه شد.”
شفاف نبودن ارتباط مالی شرکت ملی نفت ایران و وزارت نفت، به لحاظ پرداخت حقوق ومزایای کارکنان وزارت نفت توسط این شرکت و قابل انتقال نبودن ذخایر نفت و گاز که مالکیت آن با شرکت ملی نفت ایران است، تنها بخشی از عواملی است که سد راه بین المللی شدن شرکت ملی نفت قرار گرفته است.
مهران امیرمعینی، مشاور رئیس موسسه مطالعات بین المللی انرژی به شانا می گوید: “ما که نمی خواهیم تجربه جدیدی را آزمایش کنیم، این اتفاق خیلی قبل از ما در شرکت استات اویل نروژ یا پتروناس برزیل افتاد، شرکت هایی که هم ملی و هم بین المللی هستند، مهم این است که باید به شرکت نفت و توانایی آن اعتماد کرد.”
شرکت نفت وگاز نروژ، استات اویل که در سال ۱۹۷۲ تاسیس شد، در ابتدا کاملا دولتی بود. اما دولت با توسعه عملیات در حوزه های مختلف صنعت نفت وگاز، تصمیم گرفت از انحصار این شرکت در اجرای پروژه ها جلوگیری کند، به همین دلیل زمینه رقابتی شدن فعالیت شرکت های فعال نفتی را تقویت کرد. در حال حاضر دولت نروژ با 67 درصد، بزرگ ترین سهامدار شرکت استات اویل است.
شرکت نفت وگاز مالزی، پتروناس هم در سال ۱۹۷۴ تاسیس شد. بیشتر سهام این شرکت در اختیار دولت است. توسعه تمام میادین و ذخائر نفت و گاز موجود در این کشور به این شرکت واگذار شده و پتروناس مسئولیت توسعه میادین و افزایش تولید ذخایر نفتی این کشور را تضمین کرده است.
به اعتقاد امیرمعینی، “قوانین موجود در زمینه فعالیت شرکت ملی نفت چندان شفاف نیست و جای تفسیر دارد، به همین دلیل فرصتی برای افزایش بهره وری و عملکرد تجاری این شرکت باقی نمانده است.”
نفت پیشنهاد کند، حمایت می کنیم
آیا شرکت ملی نفت می تواند مانند سایر شرکت های ملی نفت دنیا در صحنه بین المللی حضور داشته باشد؟ جلیل جعفری بنه خلخال، عضو کمیسیون انرژی به سابقه 100 ساله شرکت ملی نفت در صنعت نفت اشاره می کند و به شانا می گوید:” با تجربه ای که شرکت در اختیار دارد حتما می تواند در عرصه بین المللی موفق باشد.”
او شفاف شدن رابطه مالی شرکت نفت و دولت را گام نخست بین المللی شدن شرکت ملی نفت می داند و می گوید:”معتقدم با اصلاح آیین نامه های مربوطه می توان به این هدف رسید، زیرا بین المللی شدن این شرکت منافع بیشتری برای کشور به همراه دارد و منجر به ارزآوری می شود.”
عبدالله تمیمی، دیگر عضو کمیسیون انرژی هم به شانا می گوید:” وزارت نفت باید ساز وکار بین المللی شدن شرکت ملی نفت را اعلام کرده، و به کمیسیون انرژی اعلام کند تا به بررسی تمام زاوایای این امر بپردازیم.” جعفری هم می گوید:” اگر وزارت نفت این پیشنهاد را در مجلس مطرح کند ما از آن حمایت می کنیم.”
مشارکت، قاعده بازی بین المللی
هم اکنون صنعت نفت ایران برای افزایش ظرفیت تولید خود به بیش از 150 میلیارد دلار سرمایه گذاری در طول برنامه پنجم نیاز دارد. امیرمیعنی می گوید:”اگر با شرکت ملی نفت ایران به عنوان یک شرکت تجاری برخورد می شد، می توانست به صورت مستقل و بدون حمایت دولت به جذب منابع خارجی بپردازد.”
جذب سرمایه های خارجی یکی از قواعد بازی بین المللی است. استات اویل هم اکنون در 36 کشور  پروژه اجرا می کند و پتروناس هم در 31 کشور دارای منافع اقتصادی است.
 به اعتقاد حسینی، “برای شرکت های بین المللی فرقی نمی کند کشوری فقیر باشد یا ثروتمند. آن ها براساس هزینه و فایده شان، به بازاریابی و سرمایه گذاری اقدام می کنند مثل پتروناس که  در سودان جنوبی سرمایه گذاری کرد و هم اکنون 29 درصد تولید نفت این کشور را در اختیار دارد، کاری که شرکت ملی نفت هم اگر بین المللی بود می توانست انجام دهد.”
در دهه70 میلادی شرکت ملی نفت توانست با مشارکت شرکت های بین المللی علاوه بر جذب سرمایه بر دانش فنی شرکت بیفزاید، اما پس از انقلاب اسلامی به دلیل جنگ تحمیلی و تحریم های گسترده، فعالیت های این شرکت به داخل خاک ایران محدود شد.
یارگیری های بین المللی
شاید تا 50 سال پیش کشورهای دارنده منابع نفت وگاز با فروش ذخایرشان در گروه کشورهای پردرآمد تلقی می شدند، اما با حضور شرکت های بین المللی که با فروش تکنولوژی خود درآمدی بسیار بیشتر از درآمد این کشورها کسب کردند، تجاری سازی شرکت های نفتی به یک اصل در صنعت جهانی نفت بدل شد.
این شرکت ها علاوه بر مشارکت در اجرای طرح های توسعه ای درون مرزی خود در سرمایه گذاری های برون مرزی نیز نقش فعالی داشتند. آن ها ابتدا به صورت مشارکت با شرکت های بزرگ وارد عرصه تجارت شدند و بعد از فراگرفتن قواعد کار، به صورت مستقل به رقابت با دیگر شرکت ها پرداختند.
به اعتقاد کارشناسان تا وقتی به این باور نرسیم، شاهد حضور فعال ایران در عرصه  تجارت صنعت نفت وگاز هم نخواهیم بود. امروز شرکت هایی که به مراتب جوان تر از شرکت ملی نفت ایران هستند به شرکت های بین المللی بدل شده اند اما شرکت ملی نفت ایران با سابقه ای 100 ساله هنوز وارد گود نشده است. عده ای معتقدند این شرکت بی تجربه است و از عهده بازی بین المللی بر نمی آید، اما حسینی به شانا می گوید:”ما توانستیم پس از انقلاب صنعت نفت را با همه مشکلاتی که داشت سرپا نگه داریم، زمانی که به دلیل فشارهای آمریکا صنایع نفتی لیبی فلج شده بود، شرکت ملی نفت ایران کمک کرد تا این صنایع دوباره فعال شوند.”
با این حال حضور نداشتن شرکت ملی نفت در بازارهای بین المللی سبب شد تا به گفته حسینی، “چهارمین شرکت نفتی بزرگ دنیا، از تجارت نفت تنها نحوه فروش نفت و قیمت گذاری آن را بداند.” استقلال نداشتن این شرکت برای سرمایه گذاری در طرح های توسعه ای و وابستگی آن به بودجه از جمله عواملی بود که شرکت ملی نفت را سرگرم اجرای پروژه های داخلی کرد. البته به گفته جعفری،” شرکت ملی نفت از خود درآمدی نداشت که بتواند به اجرای پروژه های بین المللی اقدام کند.”
در قانون برنامه چهارم گام هایی برای استقلال شرکت ملی نفت برداشته شد، حتی پیش نویسی با توجه به تجربه دیگر  شرکت های ملی نفت دنیا که بین المللی شدند تهیه شد، اما به تصویب نمایندگان مجلس نرسید و طرح مسکوت ماند.
صنعت نفت و گاز ایران با این که نخستین کشور دارنده منابع گازی دنیا و دومین کشور تولیدکننده اوپک است، بعد از یک قرن در جغرافیای ایران محدود شده و هنوز بین المللی نشده است، حال باید منتظر ماند و دید آیا بیژن زنگنه می تواند قفل صدساله این شرکت را بشکند و شرکت ملی نفت را با بازارهای جهانی انرژی آشتی دهد؟
نگار صادقی

آدرس منبع

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *