نفتآب
نفتآب

نقش ثبات مدیریتی در راستای پیشبرد منافع ملی

پیرو این مؤلفه نگاهی خواهیم داشت به تولید نفت شیل امریکا که در عمل به رقیبی جدی برای تولیدکنندگان نفت خام متعارف و اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) بدل شده است

نقش ثبات مدیریتی در راستای پیشبرد منافع ملی:

خوشبختانه امروز شاهد آن هستیم که در سایه انتخاب یک دولتمرد آگاه و توانا؛ ازسوی ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر روحانی؛ در راس یکی از مهم‎ترین وزارت‎خانه‎های کشور یعنی وزارت نفت؛ چگونه نظم؛ تعهد و تخصص به بدنه مدیریتی این وزارت خانه بازگشته است.

با توجه به ضربه‎های شدیدی که به دلیل نبود ثبات مدیریتی در گذشته نه چندان دور بر پیکر این وزارت‎خانه (نفت)  وارد شده بود نیک شاهد این بودیم که بسان یک اپیدمی باوجود ظرفیت‎های عظیم موجود، منافع ایران در دیگر حوزه‎ها را نیز تحت آثار منفی خود قرار می ‎داد البته نفوذ نکردن در مجامع بین المللی ناشی از کاهش قدرت سیاسی نیز مزید بر علت می شد تا منافع ملی ما آنگونه که شایسته بود تامین نشود.

اگر بخواهیم خیلی کوتاه یک آسیب شناسی مدیریتی در حوزه نفت و گاز داشته باشیم؛ لازم است عنوان شود که نبود ثبات در مدیریت و شناخت موثری که لازم است یک مدیر ارشد نفتی از  فضای حرفه ای بین المللى داشته باشد  و همینطور نبود ثبات در تصمیم گیری‎های خرد و کلان؛ بیشتر از  تحریم‎هایی که غرب به ایران تحمیل کرد به کل مجموعه صنایع  مادر صدمه وارد نمود.

اما امروز چنانچه قصد داشته باشیم صادقانه و به دور از سیاسی کردن موضوعات، تحلیلی فنی و متناسب با منافع ملی کشور ارایه دهیم ؛ باید به این موضوع توجه شایانی نمود که چگونه در سایه ثبات و مدیریت تخصصی ؛ عملکرد و رفتار حرفه ایی و کاملا تکنیکال به مجموعه مدیریت نفت در عرصه داخلی و خارجی بازگشت.

این رفتار حرفه ای توام با شناخت اساسی با فضای بین الملل را می‎توان در موضع گیری‎های بسیار حساس و درستی که مدیریت عالی نفت در اوپک اتخاذ کردند و هم چنین تصمیم‎هایی که در مجموعه داخلی نفت ایراد کرد مشاهده کرد.

از  جمله مهم ترین موضع گیری‎های سیاسی و فنی که در فضا سیاسی بین الملل اتخاذ شد مربوط بود به تصمیم ضد ایرانی بزرگترین تولید کننده اوپک یعنی عربستان و هم پیمانانش تحت عنوان فریز نفتی.

موضع گیری هوشمندانه ایران در قبال تصمیی که منافع ایران را تهدید می کرد

پس از پایان مذاکرات برجام یا بهتر است بگویم از 6 ماه پیش از آن یعنی درست زمانی که ایران پس از سال‎ها تحریم آماده افزایش تولید برای رسیدن به سطح پیش از تحریم‎ها بود همه کشورهای هم حوزه‎ای ایران در اوپک به سرکردگی عربستان و همراهی ضعیف روسیه تلاش کردند با گرفتن تصمیم‎های نادرستی که هیچ گونه سنخیتی با راهی که ایران در پیش گرفته بود نداشتند مانع از رسیدن ایران به اهداف خود شوند مجموعه این اقدام‎ها که با عنوان فریز نفتی شناخته می شود و در واقع یک تصمیم سیاسی بود این هدف را دنبال می‎کرد که ایران نتواند به سطح تولید خود بیفزاید واین در حالی بود پیش از مذاکرات برجام وزیر نفت بارها طی هشدارهایی صریح و بی پرده عنوان کردند که راه را برای افزایش تولید ایران باز کنید.

این سیاست ضد ایرانی با توجه به موضع گیری کاملا هوشیارانه مدیریت وزارت نفت و مجموعه دولت، با شکست روبرو شد و پس از آن ایران توانست در مدت بسیار کوتاهی تولید خود را به سطح پیش از تحریم‎ها یعنی سه میلیون و 800 هزار بشکه در روز برساند و با توجه به این‎که در دوران تحریم اغلب بازارهایی را که به صورت سنتی در اختیار ایران بودند را به رقبای خود واگذار کرده بودیم، خوشبختانه پس از برجام و به دلیل افزایش تولید توانستیم تا حدود زیادی بازارهای از دست رفته را احیا کنیم.

از این رو لازم است با جدیت این سیاستی که وزارت  نفت به دنبال اجرایی کردن آن هستند دنبال شود و مهم‎ترین هدف مجموعه وزارت نفت و مجموع دولت و حتی ارگان‎ها و نهادهای نظامی و غیر نظامی باید در ازدیاد تولید خلاصه شود.

نیاز است که با همه ظرفیت و سرانجام قوای تولید خود را افزایش دهیم؛ زیرا یکی از اصلی ترین مولفه‎های قدرت در کشورهایی که دارای منابع فسیلی هستند؛ افزایش تولید است.

با افزایش تولید قدرت سیاسی ایران افزایش می یابد؛ نفوذ ایران در نهادهای اقتصادی و سیاسی جهانی و منطقه ای چند برابر می‎شود و قدرت چانه زنی ما در عرصه دیپلماسی افزایش می یابد و به طور دقیق به همین دلیل است که از سال 52 به بعد هر زمان که ایران سیاست افزایش تولید را در پیش گرفته بلوک غرب و به‎ویژه آمریکا ناخشنود از این سیاست بوده و هست.

زیبنده کشور بزرگ و  قدرتمندی همچون ایران که خود جزو اصلی ترین بنیانگذاران اوپک بوده است به دلیل کاهش تولید، جایگاهش در این سازمان تا پنجم تقلیل یابد و  نتواند در تصمیم‎های کلان آن نقشی موثر ایفا کند از این رو نباید اجازه داد که تحت هیچ شرایطی دوباره تولید ایران کاهش یابد.

عربستان بزرگترین تولید کننده نفت دنیا و رقیب ما در اوپک است و به دلیل همین توانایی در افزایش تولید بوده است که تا کنون سه بار از  نفت به عنوان سلاح در مقابل ایران استفاده کرده است.

باید توجه داشت که امروز عربستان بیشترین حد تولید را داراست و طبق برآورد متخصصان ما که بر اوضاع نفتی عربستان اشراف دارند بیشتر از این تولید در توان شرکت دولتی نفت سعودی آرامکو نیست بنابراین بر اساس این آمار؛ عربستان هرگز نمی‌تواند شرط یا پیش شرطی برای اجرای سیاست فریز نفتی بگذارد.

امروز با توجه به این‎که امریکا؛ صاحب فناوری شکست هیدرولیک است به رقیبی جدی برای بزرگترین تولید کنندگان نفت یعنی عربستان و روسیه بدل شده است از این رو ریاض در هر صورتی نیاز دارد خود را باسیاست‎های اوپک همراه سازد.

با توجه به اینکه نفت شیل به بزرگترین رقیب جدی برای نفت اوپک بدل شده است؛ نیاز به خرد جمعی و رسیدن به یک سیاست واحد مبنی بر پذیرفتن سطح تولید برای کشورهایی که سطح تولید را نادیده گرفته اند؛ از اهم موضوع‎ها و تصمیم گیری‎ها برای این سازمان است.

امریکا و صنعت نفت شیل

شرکت‎های بزرگ نفتی آمریکا به دلیل داشتن فناوری استخراج تولید تجاری نفت شیل و بهره مندی از منابع عظیم نفتی؛ نه تنها چشم انداز اقتصادی مثبتی را برای خود رقم زده اند؛ بلکه با ورود به بازار صادرات نفت می توانند مناسبات انرژی دنیا را تغییر دهند.

این موضوع پیامدهای عمیق  امنیتی؛ سیاسی و اقتصادی مهمی خواهد داشت و می‎تواند روابط ایالات متحده را با دیگر بازیگران؛ از جمله اوپک تحت تاثیر قرار دهد و  به سود خود به پایان برساند.

برآوردهای اداره اطلاعات انرژی امریکا نشان می دهد تولید نفت از شیل‎های نفتی امریکا تا سال 2020 تا 2025 به 2800 هزار بشکه در روز می‌رسد؛ همچنین این اداره اعلام کرده که ایالات متحده توانسته است از روسیه به عنوان دومین تولید کننده نفت و گاز جهان پیشی گیرد.

آنچه که بر اهمیت افزایش تولید نفت در امریکا افزود؛ تصویب قانونی در مجلس نمایندگان امریکا بود که بر اساس آن ممنوعیت صادرات نفت امریکا پس از 40 سال به کشورهای خارجی لغو شد.

این تصمیم مجلس نمایندگان کنگره امریکا که به اعتقاد نگارنده؛ یکی از مهم ترین تصمیم هایی  است که بر پایه پیشبرد سیاست خارجی امریکا گرفته شده است؛ می‎تواند معادلات بسیاری درباره سیاست های کلان کشورهای صاحب منابع فسیلی را بر هم زند و هر گونه قدرت تصمیم‎گیری را از این کشورها سلب کند.

مهم ترین اهداف پایه در ارتباط با این تصمیم سیاسی به شرح زیر است:

1) صادرات منابع انرژی امریکا بر پایه مقاصد سیاسی و نفوذ هر چه بیشتر در سطح مجامع بین الملل.

2) رقابت با تولید کنندگان مهم کارتل نفتی اپک برای تامین قیمت.

3) سرازیر شدن نفت امریکا به بازارهای دیگر کشورهای جهان و تبدیل شدن این کشور (امریکا) به یک شریک تجاری با ثبات و امن.

4) امریکا می‎تواند با ورود به بازار نفت قدرت کشورهایی هم چون روسیه و عربستان را برای مواقع بحرانی به چالش کشد تا مبادا این کشورها از نفت به عنوان اسلحه در مقابل متحدان و هم پیمانان خود استفاده کند.

5 ) با قدرت و نفوذ نظامی  که امریکا در خاور میانه دارد با  افزایش تولید نفت و گاز  تمام رقبایی که در دو دهه آینده میتوانند از لحاظ سیاسی ؛ اقتصادی  و نظامی قدرت امریکا را به چالش بکشند؛ تحت سیطره خود نگه دارد. رقبایی هم چون چین، ژاپن و اتحادیه اروپا که شریان‎های حیاتی اقتصادی و ثبات سیاسی شان به نفت و گاز خاورمیانه متصل است.

لذا تسلط بر خاور میانه یعنی تسلط بر رقبایی که امکان به چالش کشیدن امریکا را دارند.

البته شایان یادآوری است که استفاده از فناوری شکست هیدرولیک برای تولید نفت شیل در امریکا و کانادا بازه زمانی خاصی دارد و امکان دایمی نبودن تولید با چنین فناوری بسیار است؛ معنا و مفهوم کلی این نظر به آن معناست که همچنان بازیگران اصلی عرصه بین الملل در حوزه انرژی ؛ تولید کنندگان مهم در کارتل نفتی اپک میباشند.

در پایان لازم است دوباره تاکید شود که تحت هیچ شرایطی نباید اجازه داد سیاست هایی که امروز به عنوان سر فصل‎های اصلی و سیاست‎‌های کلان وزارت نفت به شمار می روند، با سیاسی کاری و اغماض از سوی بعضی از جریان‎ها تضعیف شوند و این راه و سیاست‎هایی که وزارت نفت؛ مجموع دولت و نهایت نظام در پیش گرفته اند ادامه یابد تا خروجی این سیاست‎ها منتج به ازدیاد تولید هر چه بیشتر برای احقاق حق از دست رفته باشد.

ما به هیچ عنوانی نباید اجازه دهیم مشکلاتی که برای پارس جنوبی پیش آمد کرد دوباره تکرار شود.

سیاستی که دولت و وزارت محترم نفت پیرامون میدان‎های مشترک در پیش گرفته اند، کارآمدترین سیاستی بود که توانست در بحرانی ترین شرایط اقتصادی و سیاسی؛ منافع ملی  را حفظ و حتی در بعضی از میدان‎ها گسترش دهد.

نیاز است جریان های همیشه شاکی که هیچ گونه ارزشی برای حفظ منافع ملی قایل نیستند و برد را در حذف جریان روبه رو می‎دانند ولو این‏‎که منافع ملی کشور زیر سوال برود؛ از این موضوع ملی ناراحت باشند و ایجاد مطالبه کنند که چرا سهم ما از تولید 21 میدان مشترک نفت و گاز؛ باید زیر یک میلیون باشد؟

این میزان تولید از میدان‎های مشترک به آن معناست که ثروت‎های ملی ما که هیچ گونه جایگزینی ندارند؛ در حال به تاراج رفتن هستند.

هرگونه تخریبی بر پایه انتقاد که ماهیتی جناحی و سیاسی داشته باشد و سبب شود خللی در سیاست‎های دولت؛ پیرامون رسیدن به افزایش تولید ایجاد شود، از هر جناح و هر مقامی خیانت به کشور و خیانت به منافع ملی است.

مهدی فریدونی، کارشناس  انرژی و سیاست خارجی

آدرس منبع

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *